هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
312
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
وى افزوده است : فاطمه از پيامبر به خدا پناه برد و پيامبر نيز از او جدا شد . در برخى از روايات آمده كه عايشه به فاطمه گفت : پيامبر خوشش مىآيد هرگاه بر زنانش وارد مىشود به او بگويند : از تو به خدا پناه مىبرم . وى نيز سخن او را باور كرد و به پيامبر چنين گفت . پيامبر نيز پيش از آنكه با او رابطه برقرار كند او را طلاق گفت . ( 1 ) تولد ابراهيم گفتهاند در پايان سال هشتم ، ماريهء قبطيه ، ابراهيم را براى پيامبر به دنيا آورد . طبرى و يعقوبى روايت كردهاند كه او در ذيحجهء سال هشتم به دنيا آمد . هنگامى كه ابو رافع مژدهء به دنيا آمدنش را داد پيامبر از اين خبر شادمان گشت و غلامى به وى بخشيد . و او را ابراهيم ناميد ، به فرخندگى صاحب اين اسم كه نياى پيامبران بود . جبرئيل به نزد پيامبر آمد و گفت : سلام بر تو اى پدر ابراهيم . هر يك از زنان شيرده انصار آرزو مىكرد شير دادن ابراهيم را به عهده بگيرد ، ولى پيامبر ( ص ) او را به ام برده دختر منذر بن يزيد از زنان بنى نجار سپرد . ( 2 ) يعقوبى از زهرى از عروه از عايشه نقل كرده كه گفت : پيامبر درحالىكه پسرش ابراهيم را در آغوش داشت بر من وارد شد و فرمود : شباهت او را به من بنگر . عايشه پاسخ مىدهد : او را شبيه مادرش مىبينم . پيامبر مىفرمايد : آيا سپيدى و گوشتش را نمىبينى ؟ عايشه مىگويد : هر كه دوران آبستنىاش كوتاه باشد سفيد و فربه مىشود . منظور پيامبر ( ص ) از گفتن سفيدى و گوشت وى اين بود كه نسبت ناروائى را كه عايشه به ماريهء قبطيه داده بود بر طرف كرده تأكيد كند كه ابراهيم به هيچ كس جز خود او شبيه نيست ، ولى عايشه با آنكه برانگيختن اين شبهه در اطراف همسر پيامبر به آن حضرت صدمه مىزد و خود وى را نيز با مجازاتى مواجه مىساخت كه اسلام براى قذف تعين نموده ، از حرف خود برنگشت و گفت هر كه دورهء آبستنىاش كوتاه باشد سفيد و فربه مىشود .